این وبلاگ یک وبلاگ غیر سیاسی است و اغلب پُست های آن به موضوعات روزمره زندگی میپردازد. پیامهایی که از منابع دیگر آمده اند با ذکر مأخذ (در صورت موجود بودن) مشخص شدهاند.
۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه
نکته های خوب برای عکسهای خوب
۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه
آیا ویندوز 7 بر روی Acer Aspire One اجرا می شود؟
براحتی! نصب تمیز ویندوز 7 بر روی این نِت بوک 9 اینچی حدود 25 دقیقه طول میکشد. پس از بوت شدن تمام درایورها را شناخته و با سرعتی بالا (حتی شاید بهتر از XP) کلیه برنامه های سازگار با ویستا را اجرا می کند. در صورتیکه نیاز به درایوری داشتید که تنها با ویندوز ویستا یا XP سازگار است، میتوانید آن را با "اجرای سازگار با ویستا" امتحان کنید. موفق باشید :).
چکار کنیم همیشه "Busy" نباشیم؟
حتماً برای شما هم اتفاق افتاده است که دوستانتان گاه و بیگاه در حین کار با شما چت کنند و شما را از کارتان باز دارند. برای رفع این مشکل برخی وضعیت خود را همواره در حالت "Busy" قرار می دهند تا از شر اینگونه چتهای ناخوانده در امان باشند. اما باید درنظر داشت که همواره در وضعیت "Busy" بودن هم برای بسیاری از دوستانتان جالب نخواهد بود و احتمال پیش داوریهای نامطلوب در خصوص رفتارتان وجود دارد. اما نگران نباشید، برای پرهیز از این مشکل راههای زیادی است که بخشی از آنها عبارتند از:
1- بلاک کردن افراد پرحرف: در صورتیکه یکی دو نفر از دوستانتان همواره و بدون ملاحظه با شما چت می کنند، میتوانید در هنگام کار آنها را بلاک کرده و پس از اتمام کارتان آنها را از بلاک خارج کنید.
2- وضعیت جدیدی برای خود تعریف کنید: در صورتیکه برنامه چت شما امکان تعریف وضعیت های سفارشی را می دهد، یک وضعیت جدید برای خود تعریف کنید با مضمون متفاوت مثلاً: فردا باید پروژه ام را تحویل بدهم :(. با خواندن چنین وضعیتی هیچکس از شما انتظار چت ندارد!
3- زمان Idle خود را کم کنید: در صورت امکان زمان idle خود را کاهش دهید. در این حالت وقتی با کامپیوتر کار نمی کنید وضعیت شما سریعاً idle خواهد شد و افراد معمولاً انتظار پاسخ از طرف شما را ندارند.
4- در صورت امکان invisible وارد شوید: در این حالت مزاحم نخواهید داشت و حد اکثر اینکه دوستانتان به خیال اینکه "offline" هستید برایتان "off" خواهند گذاشت که قطعاً مزاحمتی برایتان ایجاد نمی کند :).
۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه
چرا از سیستم عامل لینوکس استفاده نمی کنم؟
اول از همه باید عنوان کنم که این متن را به این خاطر نمی نویسم که ثابت کنم یک سیستم عامل نسبت به دیگری برتری دارد، بلکه صرفاً به این خاطر مینویسم که نشان دهم بعنوان یک کاربر ویندوزی چه مواردی سد راه حرکتم به سمت استفاده از لینوکس شده است.
لینوکس مزایای زیادی دارد: پایدار است، برنامه های کاربردی زیادی دارد و از همه مهمتر اینکه تقریباً همه چیز در آن "رایگان" است. اما مشکلاتی هم دارد که مانع از استفاده تمام عیار یک کاربر ویندوزی از آن می شود که بعضی از آنها را در زیر میآورم:
1- لینوکس از یک توزیع یا تم رومیزی ثابتی استفاده نمی کند. سبکهای رومیزی متعدد (که دو نمونه اصلی آن GNOME و KDE میباشند) بعلاوه تعداد بسیاری توزیع (Distro) باعث می شود تا کاربران عادی نتوانند براحتی سبک و توزیع مورد نیاز خود را انتخاب کند. البته این امکان انتخاب بالا یک مزیت از طرف لینوکس کاران تلقی می شود ولی برای کاربران عادی می تواند تا حدود زیادی گیج کننده و مشکل آفرین باشد.
2- محیط لینوکس شبیه ویندوز نیست. با وجود نزدیکی محیط رومیزی بسیاری از توزیع ها به ویندوز، ولی با این حال لینوکس از ماجولها و دائره لغات متفاوت ازویندوزاستفاده می کند که برای کاربران ویندوزی نامأنوس است.
3- برنامه های ویندوز بر روی لینوکس بصورت بومی قابل اجرا نیست. البته تلاشهایی برای رفع این مشکل صورت گرفته است ولی هنوزهیچ یک کارایی چندانی برای اجرای بدون عیب و نقص برنامه های ویندوزرا ندارند.
4- محیط کاربری لینوکس برای جذاب شدن نیاز به کار دارد. در حال حاضر یک محیط کاربری جذاب و بهینه وجود ندارد که برای "اکثر" کاربران جذاب باشد (سیستم عامل اپل مکینتاش نمونه بارزی از یک محیط کاربری زیبا و تکامل یافته برای اکثر کاربران است).
5- لینوکس دست کاربران را برای هر کاری باز گذاشته است. البته این مورد واقعاً یک مزیت بزرگ بحساب می آید ولی باید گفت که اکثر کاربران عادی ترجیح میدهند دست به ترکیب سیستم عامل نزنند و حتی در صورت نیاز خود سیستم عامل همه تغییرات لازم را انجام دهد.
6- نیاز به استفاده از ترمینال متنی در لینوکس برای کاربران عادی برطرف نشده است. با اینکه تلاشهای زیادی برای از بین بردن نیاز به ترمینال برای اجرای دستورات توسط کاربران عادی انجام شده ولی به هر حال کاربر در بسیاری از موارد نیازبه استفاده از ترمینال متنی برای اجرای دستورات دارد.
همانطور که در ابتدای این پست هم عنوان کردم، موارد فوق بخودی خود برای لینوکس نقطه ضعف نیستند بلکه نشانگر تفاوتهای دو سیستم عامل می باشند که نقل و انتقال کاربران عادی را از یکی به دیگری با مشکل مواجه می سازند.