۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه

داستانی عجیب!

تاجری از ماهیگیری پرسید چقدر طول کشید تا این ماهیها را گرفتی؟ ماهیگیر گفت:مدت خیلی کم . تاجر پرسید چرا بیشتر صبر نکردی تا ماهیهای زیادتری صید کنی؟ ماهیگیر گفت: چون همین قدر برای سیر کردن خانواده ام کافیست. تاجر پرسید واما بقیه وقت خود را چه کار می کنی؟ ماهیگیر گفت: تا دیر وقت می خوابم کمی ماهیگیری می کنم با بچه ها بازی می کنم وبعد می روم به دهکده با دوستانم هستم. خلاصه مشغول این نوع زندگی هستم .تاجر گفت: من می توانم کمکت کنم تا تو ماهی بیشتری بگیری و با پولش چند قایق بخری. ماهیگیر گفت: خب بعدش چی؟ تاجر گفت ماهی ها را می فروشی و با پول انها کار خوبی دست وپا می کنی. بعد کارخانه راه می اندازی وبه تولید ان نظارت می کنی این دهکده کوچک را هم ترک می کنی و می روی به شهر های بز رگتر ودست به کار های مهمتری می زنی . ماهیگیر گفت: این کار چقدر طول می کشد؟ تاجر گفت: پانزده تا بیست سال. ماهیگیر گفت بعدش چی؟ تاجر گفت در یک موقعیت مناسب سهام کارخانه ات را به قیمت خیلی خوبی می فروشی این کار میلیون ها دلار برای تو سود دارد . ماهیگیر گفت: میلیونها دلار؟؟؟؟خوب بعدش چی؟ تاجر گفت: ان وقت باز نشسته می شوی می روی در یک دهکده کوچک ساحلی جایی که می توانی تا دیر وقت بخوابی کمی ماهیگیری کنی با بچه ها بازی کنی به دهکده بروی و تا دیر وقت با دوستانت خوش باشی!!!