اگر شما هم مثل من نیاز به مرورگر IE برای رؤیت برخی ار سایتها دارید، اکنون میتوانید با افزودن افزونه IE Tab به گوگل کروم، سایتهای "تنها سازگار با IE" را در مرورگر گوگل ببینید. این افزونه را میتوانید از اینجا دانلود و نصب کنید.
این وبلاگ یک وبلاگ غیر سیاسی است و اغلب پُست های آن به موضوعات روزمره زندگی میپردازد. پیامهایی که از منابع دیگر آمده اند با ذکر مأخذ (در صورت موجود بودن) مشخص شدهاند.
۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه
چرا هنوز نباید تلویزیونهای 3D خرید؟
اشتباه نکنید: تلویزیونهای سه بعدی آمدهاند تا به خانههایمان راه یابند و سالها نیز در کنارمان بمانند، اما اینکه چرا در حال حاضر نباید آنها را به خانههایمان آورد دلایل خود را دارد که برخی از آنها از این قرارند:
1- قیمت بسیار بالا: تلویزیونهای سه بعدی در حال حاضر بسیار گرانند (حدود دو برابر تلویزیونهای HD). اضافه کنید به آن هزینه عینکهای مخصوص (که بهیچ عنوان ارزان نیستند) و همچنین دستگاههای پخش فیلم را تا ببینید برای کسب این تجربه چه بهای گزافی باید پرداخت.
2- نبودن منابع سه بعدی: درست است که استفاده از تکنولوژی سه بعدی به چند دهه پیش بر میگردد ولی تولید فیلمها و برنامه های سه بعدی تنها به چند سال اخیر محدود میشود و تعداد این برنامه ها نیز بهیچ عنوان قابل مقایسه با برنامه های موجود دو بعدی نیست. اگر چه کوششهایی در خصوص تبدیل برنامه های دو بعدی به سه بعدی در حال انجام است ولی هنوز چند سالی باید صبر کرد تا تعداد فیلمها و برنامه ها به میزان قابل قبولی برسد.
3- دردسر: برای دیدن برنامه های سه بعدی باید برای همه بیننده ها عینک تهیه کرد که تهیه و نگهداری آنها درد سرهای خود را دارد. علاوه بر آن تماشای تلویزیون با عینک چندان هم راحت نیست و هر از گاهی برای اجتناب از سردرد و سرگیجه باید آن را برداشت و به چشم استراحت داد. البته این امر با تکامل و توسعه تلویزیونهای بدون عینک بر طرف خواهد شد.
4- مزیت: درست است که تجربه دیدن برنامه های سه بعدی تجربه بسیار جالبی است ولی با توجه به موارد فوق چندان هم خالی از دردسر نیست و درجمع ارزش این همه سرمایه گزاری و دردسر را ندارد.
ولی با وجود همه این موارد آن روز دور نیست که همانند تلویزیونهای HD، در اغلب خانهها شاهد تجربه هیجان انگیز فیلمها و برنامه های سه بعدی، بدون دردسرهای فعلی آن، باشیم.
۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه
تلفن جی میلی!
خبر جدید اینکه گوگل سرویس تلفن خود را درون Gmail راه اندازی کرد. ولی خبر مهمتر از اون اینه که تماس با آمربکا و کانادا تا پایان سال 2010 مجانی است :).
۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سهشنبه
اولین ماهواره جدید GPS در مدار زمین قرار گرفت
نیروی هوایی آمریکا بتازگی اولین ماهواره از سری جدید ماهواره های GPS بنام GPS IIF SV-1 را به فضا پرتاب کرد. این ماهواره، که اولین ماهواره از سری ماهوارههای نسل جدیدی میباشد که قرار است طی 10 سال آینده جایگزین ماهواره های قدیمی شوند، دارای مزایای بسیاری نسبت به نوع قدیمیتر خود میباشد که برخی از آنها عبارتند از:
1- سیگنالهای قویتر که باعث افزایش سرعت رهگیری شده و همچنین امکان استفاده در فضاهای سرپوشیده بزرگ (مانند مراکز خرید و سالنهای نمایش) را فراهم میآورند.
2- دقت بیشتر موقعیتیابی تا شعاع 1 متر (3 فوت).
3- ساعت اتمی داخلی دقیقتر.
4- سیگنالهای با مقاومت بیشتر در برابر امواج مزاحم.
5- عمر بیشتر.
به این ترتیب تا 10 سال آینده بتدریج باید شاهد بهبود سرعت و دقت رهیابی های دستگاههای GPS خود باشیم.
۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه
ثبت چند واقعه شغلی
مدت نسبتاً زیادیه که تو شرکت فعلیم کار میکنم و متأسفانه یواش یواش دارم از جوّی که توی شرکت بوجود اومده خسته میشم و در فکر یک تغییر جدی توی زندگیم هستم. البته این امکان هم هست که بتونم توی همین شرکت جایی برای خودم پیدا کنم و تحولی هر چند کوچک در شغلم ایجاد کنم ولی اگر هم نشد، بالاخره یه جوری به کار و زندگیم روحی تازه میبخشم. اما هدف از تحریر این نوشته چیزی نیست جز ثبت وقایعی که در اطرافم در شرکت داره میگذره.
میگن از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. پس بهتره از دوستی بگم که هنوز هم کنار هم کار میکنیم ولی در کمال تعجب تماس چندانی هم با هم نداریم و شاید روزها تنها به سلام علیک با یکدیگر بسنده کنیم. اما با این وجود او نو یکی از صمیمی ترین دوستان خودم میدونم چون مواقعی که به کمکش نیاز داشتم از راحتیش زد و هر طور شده بهم کمک کرد. او یک انسان کاملاً وارسته است و زندگیش رو وقف کمک به بشریت و تعالی ارزشهای انسانی کرده. از این جهت فکر میکنم هر کس اونو میشناسه یک جوری اونو دوست خودش میدونه چون باهاش احساس صمیمت میکنه.
دوست خوبم، جادی میرمیرانی، با اینکه قابلیتهای فراوانی داره (خبره کامپیوتر و لینوکسه و درک صحیحی از سیاست و روابط اجتماعی داره) ولی هیچ وقت خودش رو درگیر بازیهای چاپلوسانه شغلی نکرده و کماکان یک مهندس ماهر باقی مونده و شاید نیازی هم به صعود به رتبه بالاتر شغلی نمیبینه چون از جای خودش راضیه و احتیاجی هم به بله قربان گویی نداره تا خودشو توی شرکت به مقامات بالاتر برسونه.
اما چیزی که همه رو شیفته خودش کرده، سادگی و شوخ طبعی خاصشه که مثال زدنیه. البته بعضی وقتها هم توی لَک میره که بنظرم این امر خیلی طبیعیه چون هممون بالاخره یک روزی یک چیز مهم فکرمونو مشغول به خودش میکنه.
موضوع دیگهای که میخواستم ثبتش کنم، همین جوّ ناخوشآیند شرکته (یا حداقل بخش ماست) که بنظرم ناشی از سوء مدیریته. یادش بخیر آقای بهرام برهانی (یکی از بهترین مدیرانی که سعادت همکاری باهاش رو داشتم) تو جلسه معارفه مدیر جدیدمون گفت "مهمترین وظیفه ایشون خوشحال نگهداشتن اعضای تیمه که بتونن با انرژی و نشاط کارشونو انجام بدن". چیزی که بنظر میرسه مدیران بعدی ازش بیاطلاعند یا بهش اعتقاد ندارند.
موضوع بعدی که خیلی توی بخشمون حس میشه، نابرابریهایی است که نسبت به اعضای تیم میشه. بنظر میرسه توی بخش ما بعضیها از بعضیها مساویترند :) و بهشون بیشتر توجه میشه. اونهایی که توی علم مدیریت دستی بر آتش دارند میدونن که حس نابرابری (یا بهتر بگم بی عدالتی) آفتیه که اگه توی یک گروه بیفته، بازده کل گروه رو دچار نقصان شدید میکنه. اینکه بعضیها بازده بیشتری تو کارشون دارن برمیگرده به شخصیت اون فرد و نوع کاری که داره میکنه. چیزی که یک مدیر باید بهش توجه کنه اینه که چرا بعضی از اعضای تیم بازده مناسبی ندارن و توجهشو باید بیشتر به ایجاد انگیزه و علاقه برای اونها منعطف کنه نه کساییکه انگیزه و علاقه بهرحال دروشون هست. همون چیزی که آقای برهانی بهش اعتقاد داشت.
اون چه که مسلمه، شرکت بزرگی مثل شرکت ما، از نوک هرم مدیریت تأثیر میگیره نه مدیران میانی و اگه بخواد تغییری در فرهنگ شرکت ایجاد بشه باید از لایههای بالا شروع بشه. ولی با این وجود، اگه آدم بتونه در یک همچین شرکت عریض و طویلی، فرهنگ رفتاری کسانی که بیشترین رابطه کاری رو باهش داره درست کنه، فکر میکنم باید بهش واقعاً دست مریزاد گفت!
به امید بهتر شدن زندگی شغلی هممون.